فرزندم این چنین باید بود (جلد 1)
کد محصول (582133)
کتاب "فرزندم این چنین باید بود"
جلد اول
شرح نامه ی 31 نهج البلاغه
به قلم اصغر طاهر زاده
اطلاعات بیشتر
کتاب حاضر مجموعه ی سخنرانی های استاد طاهرزاده در شرح نامه ی 31 نهج البلاغه است که طی 52 جلسه در سال های 74-1373 ایراد گردیده و بحمدالله مورد توجه و استقبال عده ی کثیری از خواهران و برادران ایمانی قرار گرفت. از آن جایی که بسیاری از عزیزان مایل بودند تا رهنمودهای امیرالمؤمنین الله را در دستگاه انسان شناسی و تربیتی اسلام برای خود دنبال کنند، از همان روزهای اول پیشنهاد چاپ مباحث شد تا این که گروه فرهنگی المیزان به خواست الهی مفتخر به انجام آن کار گشت و لذا بیست جلسه از آن مباحث را بعد از بازبینی توسط استاد در این مجلد خدمتتان عرضه می دارد و بقیه ی آن در جلد دوم ارائه می شود تا إن شاء الله بتوانیم از چشمه ی سرشار رهنمودهای آن امام معصوم که به حق نیاز به دقت و تأمل زیادی دارد، بهره ی کافی و وافی ببریم.
* جهت دیدن و خرید جلد دوم این کتاب: « کلیک بفرمائید »
در بخشی از کتاب می خوانیم:
بركات تقوا
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه ی 81 تقوا را، راه درمان تیرگی قلب و آلودگی های فکری و دیگر مرض های روحی معرفی می فرمایند. و همه ی انسان هائی را که در جستجوی انسانیت و یافتن راه معنویت هستند به داشتن آن سفارش می کنند.
از حضرت امام باقر علیه السلام نقل است که حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند: «أحبب الإخوان على قَدْرِ التَّقوى» برادران دینی خود را به قدر پرهیز کاری آنان دوست داشته باش. زیرا وقتی دوستی با افراد بر اساس پرهیزکاری آنها باشد؛ به راحتی از گزند و نیرنگ افراد شریر جامعه محفوظ می مانیم.
وقتی متوجه شدیم از طریق تقوا باطن انسان با ملکوت عالم مرتبط می شود و قلب انسان با حضرت حق مأنوس میگردد می فهمیم برای انس با خداوند چه راه آسانی را پیشنهاد می کنند.
انسان با تقوا به راحتی گناه را پس میزند و امکان گزینش بهترین راه را به دست می آورد.
اخلاق هایی که مبتنی بر تقوای الهی و رعایت حرام و حلال شرعی نیست در جایی که منافع آنها به خطر است به شدت در معرض بد اخلاقی هستند.
با نظر به روایتی بسیار مهم از پیغمبر اکرم آثار عظیم تقوا و پرهیز کاری بیش از بیش روشن می شود حضرت می فرمایند: «قَدْ أَجْمَعَ اللهُ تعالى ما يتواصى بِهِ الْمُتَوَاصُونَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ في خَصْلَة واحِدَة وَ هِيَ التَّقْوى، قالَ اللهُ جَلَّ وَعَزَّ: «وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا الله » وَفِيهِ جِماعُ كُلِّ عِبادَةٍ صَالِحَةِ، بِهِ وَصَلَ مَنْ وَصَلَ إِلَى الدَّرَجاتِ الْعُلَى، وَالرُّتْبَةِ الْقُصُوى، وَبِهِ عاشَ مَنْ عَاشَ مَعَ اللهِ بِالْحَيَاةِ الطَّيِّبَةِ وَالْأَنْسِ الدَّائِمِ، قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ في مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكَ مُقْتَدِر».
خداوند بزرگ همه ی آنچه را که وصیت کنندگان از اولین و آخرین به آن وصیت و سفارش نموده اند در یک خصلت جمع نموده است و آن تقوا است. خداوند می فرماید: ما وصیت کردیم آنانی را که قبل از شما به آنها کتاب نازل کردیم و شما را، که دارای تقوای الهی باشید. تقوا کانون هر عبادت صالح است و هر کس به درجات عالی رسیده و به مراتب نهایی دست یافته به وسیله تقوا بوده است و به سبب تقوا بود که هر کس توانست با حیاتی طيب و انس دائم با خدا زندگی کند. خداوند می فرماید به راستی که پرهیز کاران در جنات و نهرها در جایگاه صداقت در نزد مالک مقتدر هستند.
بنابر این آنان که در جستجوی رسیدن به مقامات ارزنده معنوی و مراتب بلند و نهایی هستند، آنان که می خواهند از زندگی و حیات پاک الهی و انس دائم با خداوند و با اولیاء او بهره مند باشند، باید دارای تقوا و پرهیز کاری باشند که گنجی بهتر از آن وجود ندارد. گنجی که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در توصیف آن می فرمایند: «ان إِنَّ التَّقْوى أَفْضَلُ كَنز" به راستی تقوا برترین گنج است به شرطی که به گفته ی امیر المؤمنین علیه السلام عمل کنیم که فرمودند: عَلَيْكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ فِي الْغَيْبِ وَالشَّهادة » بر شما باد به تقوای الهی در نهان و آشکار.
بی تقوایی، چشم دل انسان را کور میکند تا عوارض گناهان را نبینیم و متوجه پی آمدهای ورود به زندگی های گناه آلود نباشیم. اگر قرار است که تاریخ آینده ما با ظهور کامل حضرت صاحب الأمر (عج) روبه رو شود، شرط رویارویی مثبت با آن شرایط تقوا است. از امام صادق علیه السلام از معنای تقوا سوال نمودند، آن حضرت فرمودند: .... أن لا يَفْقِدُكَ اللَّهُ حَيْثُ أَمَرَكَ وَلَا يَرَاكَ حَيْثُ نهاك» تقوا این است که خداوند تو را در هر موردی که امر به آن نموده است، مفقود نبیند و در هر موردی که تو را از آن باز داشته است، حاضر نبیند.
بی تقوایی ما را گرفتار انواع لغزش ها می نماید و از فهم معارف عمیق دین باز می دارد تا آنجایی که نسبت به فهم معارف دین بی میل می شویم. و روحیه ی مرگ آگاهی و جهاد تبدیل به رفاه زدگی می گردد و یک نوع نیست انگاری وارد روح و روان جامعه می شود و جنبه ی حیوانی ما مقصد و مقصود ما می گردد و به آبادانی همان جنبه تن می دهیم و از زندگی توحیدی گریزان می شویم و اظهار می داریم چرا دین خدا این چنین سخت است، آری کسی که در فضای توحیدی تنفس نکند دستورات الهی برای نفس اماره اش آزار دهنده است. در بی تقوایی به زحمت می توانیم زبان همدیگر را بفهمیم و به تفاهم برسیم و در همین رابطه سخنان امام الموحدین علیه السلام ما را به وضعی که داریم آگاه می کند تا به ورطه پوچی سقوط نکنیم و گرفتار فرهنگ هایی نگردیم که تنها برای جواب گوئی به نفس اماره شکل گرفته اند.
تقوا و حيات قلب به ما کمک می کند که به بازی اهل دنیا تن ندهیم و به جای پذیرفتن ولایت تکنولوژی به ولایت الهی دل بسپاریم شهید آوینی به جهت تقوایی که داشت توانست به نور ولایت الهی در دوربین فیلم برداری تصرف کند و نگذارد فرهنگی که دوربین را ساخته از طریق دوربین فیلم برداری بر ما ولایت کند و این کار مستلزم مجاهدت بسیار است. برای آن که ارزش تقوا را بفهمیم و متوجه باشیم قلب زنده چه معجزه ای می کند باید نفس اماره را بشناسیم که چگونه وقتی به طرف تقوا رفتیم نفس اماره ی ما را تهدید می کند تا از رجوع به تقوا منصرف شویم با قلب بیدار و زنده است که نفس اماره را در اطراف خود احساس می کنیم و می بینیم چگونه شیطان با این ابزار مانع سیر توحیدی ما می گردد.
وقتی قلب انسان ها به کمک تقوا زنده شد آثار آن در همه ی شئون جامعه ظهور می کند، اعم از لباس و خوراک و معماری و شهرسازی وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام ما را به تقوا و آبادانی قلب دعوت می کنند معلوم می شود انسان ها توان رسیدن به چنین آرمانی را دارند پس مشکل ما نتوانستن نیست، نخواستن است. ما نگران فاسد شدن تقوای خود با غلبه ی شهوت نیستیم و گرنه مواظب بودیم میلهای افراطی و میل های حرام وارد زندگی ما نشود. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «لا يُفْسِدُ التَّقْوى إِلا غَلَبَةُ الشَّهْوَة» تقوا را فاسد نمی کند، مگر غلبه یافتن شهوت. در هنگام غلبه ی شهوت، انسان حالت رحمانی خود را از دست داده و به یک نوع حالت شیطانی دچار می شود! بنابر این با غلبه یافتن خوی شهوترانی در فرد به خاطر فاسد شدن تقوا، در روح انسان یک حالت شیطانی ایجاد می شود و شتاب جای آرامش و طمأنینه را می گیرد و سبک زندگی، فست فودی می شود.
برگرفته از صفحات 54 الی 57 کتاب