سبد خرید شما خالی است

حاء. سین. نون

کد محصول (579393)

(1)

کتاب "حاء. سین. نون"

به قلم سید علی شجاعی

زمان باقی مانده
105,000 تومان
94,500 تومان

اطلاعات بیشتر

"حاء. سین. نون" نام کتابی اثر سید علی شجاعی است که به تصویر زندگی امام حسن مجتبی (ع)، نخستین فرزند امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س)، و دومین امام شیعیان می‌پردازد. این اثر در بیست و پنجمین دوره جایزه کتاب فصل به عنوان بهترین رمان انتخاب شده است.

در بخشی از کتاب می خوانیم:

- حمد و سپاس خدایی را ،که یکتاست در از لیتش و با عظمت است در ربوبیتش و بزرگ است در کبریا و جبروتش، او که به بدایع آغاز کرد و آفرید  خلقی را که مانندش، پیش نبوده و نیافریده.
در شبی که گذشت، جان کسی از میان خاکیان برخاست که در عبودیت و بندگی، به او نه گذشتگان رسند و از او نه آیندگان پیشی گیرند. او که جهاد  کرد همراه و کنار رسول خدا و به جان سپر بود برای پیامبرش؛ هیچ میدانی از نبرد ندید و نبود مگر که پیامبر، با رایتش او را پیش میفرستاد و جبرائیل و میکائیل در میانش می داشتند و بازنمی نگشت مگر به فتحی که خدا بر دستانش جاری می ساخت.  
در شبی درگذشت که یوشع بن نون، وصی موسی بن عمران هم در شبی در گذشت که عروج کرد عیسی بن مریم هم؛ در شبی...  
بغض که سد کلام حضرتمان می شود، اشک می بارد از چشمان  مسجد نشینان، هر کنار، آهی...  
_خدای مان صبر و اجر کرم فرماید به ماتم امیرمؤمنان، علی بن ابیطالب، که شرق و غرب عالم را داغش عزادار کرد و مصیبت زده.....  
حضرتمان می نشیند و اشک هم در چشمانش و اندوه هم دوچندان در سینه اش، ضجه مسجد نشینان به هم می پیچد و زاری شان...
چندی می گذرد و مویه های یتیمی که آرام می شود و رد اشک بر صورت مسجد و مسجد نشینان خشک حضرت مان باز بر می خیزد:  
_آن که می شناسدم، می داند و آن که نمیشناسد، بداند که منم فرزند  بشیر و نذیر؛ پسر بشارت آورنده و بیم دهنده؛ منم فرزند آن که به سوی خدا  دعوت می کرد و می خواند به اذن خدا؛منم پسر نور هدایت و شعله تابان؛ منم از خاندانی که خداوند هر پلیدی و ناپاکی را از ایشان دور کرد و طاهرشان ساخت و پاک؛ منم از خاندانی که خداوند دوستی و مودت شان را در قرآنش فریضه خواند و واجب، قُل لا أسئلكم عليه أجرا إلا الموده في القربي و من  يقترف حسنه نزد له فيها حسناً؛ و همانا محبت و مودت ماست تمام حُسن و  هر چه نیکی... آن که نمی شناسد بداند منم ،حسن فرزند امیر مؤمنان علی و پسر پیامبر رحمت! 
حضرت مان که اکنون امام، هنوز از منبر فرود نیامده که دودلی را در  چشمان کوفیان مسجد نشین می خوانم تردیدی نمی دانم از کجا و چرا برای بیعت قصد آمدن دارند و می ترسند یا قصد نیامدن دارند و باز می ترسند! بر هر چه هستند، شجاعت انجامش ندارند.  
چهره ها را می پایم که عبیدالله در گوشم زمزمه می کند:
- باز کوفیان شده اند شتر گرفتار مرداب و گله چوپان گم کرده! حرفی  نزنیم، امام رفته و جماعت بیعت نکرده... برخیزیم قیس!
دست بر شانه عبیدالله می گذارم و بر می خیزم؛ حضرت مان پا بر پله آخر نگذاشته، فریاد می زنم: 
_ای اهل کوفه! ای جماعت مسجد نشین! او که خطبه خواند، پسر  پیامبرتان است و وصی امامتان. تأمل و تعلل برای بیعت، تنها وقت می میراند  و توفیق می کشد خداوند به کوثر رساند دستی را که اکنون به بیعت پیش آید...
لحظه ای سکوت و در پی همهمه ای میان مسجد می ریزد، از هر سو :
_برخیزیم...
_چقدر محبوب است پسر پیامبرمان...
_چه اندازه حقش واجب است وصی اماممان...  
_شتاب کنیم که دست ما، پیشتر به بیعت مفتخر شود....  
_برخیزیم...
حضرتمان که اکنون امام،بر همان پله اول مینشیند برای میزبانی بیعت  کوفیان مسجد نشین.
نزدیک امام می شوم و دستش را می بوسم و می فشارم. لبخندی چهره  امام را می گشاید:
_دنیا و آخرتت آباد قیس! و عاقبتت به خیر با محبت ما.....  
و در پی من، عبیدالله و رشید و حجر و عدی و مسیب و..... تا همه که  پیش می آیند و دستی و شاید معانقه ای و گاهی دعایی و کمی تردید و بیشی  سرور و باز دستی و باز دستی دیگر و...
در ازدحام آمدن ها و رفتن ها، انتهای مسجد، چندی، مردد و معطل با هم  نجوا می کنند و پیش نمی آیند در میانشان نگاهم با نگاه شبث گره می خورد.

برگرفته از صفحات 9 الی 11 کتاب

مشخصات

مشخصات محصول
شابک
978-622-8044-49-1
شناسه ملی
9390533
تعداد صفحات
126 صفحه
موضوع
داستان-امام حسن مجتبی (علیه السلام)
نویسنده
سید علی شجاعی
انتشارات
نیستان هنر
سایز
رقعی
نوع صحافی
صحافی با چسب سرد
زبان کتاب
زبان فارسی

دیدگاه ها (0)