اکبر کاراته و قلیه پیتو
اکبر کاراته و قلیه پیتو
کد محصول (447221)
کتاب اکبر کاراته و قلیه پیتو از سری مجموعه های طنز دفاع مقدس برای نوجوانان است.
اطلاعات بیشتر
کتاب اکبر کاراته و قلیه پیتو از سری مجموعه های طنز دفاع مقدس برای نوجوانان است .محسن صالحی حاجی آبادی, نویسنده,آنرا اختصاصا به حا ج شیخ یوسف صالحی حاجی آبادی تقدیم کرده است . او در مقدمه آورده است : آنان جمعی از ستارگان زمین بودند که سرو های پر از نشاط مبهوت قد و بالای رعنا و دلربایشان میشدند.نویسنده حال و هوای همرزمان فداکارخود را بازگو کرده است . دراین گروه چند رزمندگان کار ساخت سنگر ها را برعهده دارندو ابزار کار آنان مایلر وبلدوزر داشتند . همان گمنامانی که امام روح الله (ره)آنان را سنگر سازان بی سنگر نامید .داستان هر قسمت دربرگیرنده ی خاطراتی مجزا وشیرین است در حالیکه در غالب اوقات بارش خمپاره ها در اطرافشان تداعی گر محیطی جنگی است اما روحیه ی بالا و سرزنگی شانمحیطی رزمندگان اصلازندگی در شرایطی عادی تداعی میکند .
در بخشی از این کتاب می خوانیم :
خواستم چیزی بگویم که صدای شالاپ وشولوپ بیشتر شد وبا صدای خرخر چیزی در هم شد .مجید گفت یا ابالفضل العباس !دیدی گفتم: گرازه !خودتو بکش عقب خودتو سفت بگیر مشتاتو آماده کن هرچی بود ;عراقی یا گراز . حمله میکنیم بهش و آنقدر میزنیمش تا بمیره ! هنوز حرفم تمام نشده بود که چیزی از توی باتلاق و از لای نی ها آمد بیرون و حمله طرفمان .خرخر کرد وآمد طرف شکممان . او که آمد من ومجید هرچه جیغ داشتیم زدیم و با همه ی زورمان کپه شدیم رویش فقط میزدیم که یک دفعه شنیدیم کسی داد میزند و میگوید:آهای لامصبا کشتیدم !بابا منم ! شجاعی ام! مجید همین طور که مشتش را پر میکردو میزد میگفت : محسن کیه ؟مگه عراقی نیست ؟ کله ی گراز نیست ؟مزدیمش که شنیدیم کسی داد میزند و میگوید :اینجا چه خبره ؟آقای فرمانده ایستاده بود روبرویمان.
برخی از سر فصل ها :
- به یه انگشت
- قلیه پیتو
- چهل ساله اسب سوارم
- گراز میزدیم
- و...