سبد خرید شما خالی است

خمپاره های فاسد

خمپاره های فاسد

کتاب"خمپاره های فاسد" به قلم داوود امیریان

(0)
زمان باقی مانده
46,000 تومان
41,400 تومان

اطلاعات بیشتر

در بخشی از متن این کتاب می خوانیم:

آستین بالا می‌زند و تصمیم می‌گیرد دیگر مزاحم خواب و آسایش علی مراد و دوستانش نشود و خودش به تنهایی خمپاره های فاسد را از بین ببرد! بسم الله می گوید و پشت سر هم خمپاره های زمانی را شلیک می‌کند! خمپاره‌ها صفیر کشان شلیک و دور می شوند و ابراهیم با خوشحالی می گوید:« شرتون کم، مال بد بیخ ریش صاحبش!»

علیمراد و دوستانش در خواب نازنین و شیرین هستند که با صدای شلیک خمپاره ها از خواب می‌پرند. اول به هم نگاه می کنند. علی مراد می‌پرسد:« چه خبرشده ؟»نفر اول با چشمان پف کرده می گوید:« انگار دارند خمپاره شلیک می‌کنند!»

علیمراد افراد را از نگاه می گذراند و در همان حال در دلش آنها را میشمارد.

-ما که همگی اینجایم!

نفر سوم می پرسد:« پس کار کیه؟»

علیمراد ناگهان به خود می آید. وحشت زده می چرخد به طرفی که باید ابراهیم خوابیده باشد، اما جا تر است و از بچه خبری نیست! و علی مراد جیغ بنفش میکشد.

-ای وای، خونه ات خراب؛ کار ابراهیمه!

پابرهنه بیرون می دود و دوستانش هم پشت سرش روانه می‌شوند. هروله کنان به کنار قبضه های خمپاره می‌رسند. علیمراد خنده‌ای می‌کند که ترجمه نوعی گریه است و بعد راستی راستی به گریه می‌افتد، اما همان لحظه بی سیم به کار می‌افتد، علیمراد که حدس می‌زند فرمانده از شیرین کاری ابراهیم خبردار شده و تماس گرفته تا خبر خوش اخراج شان را بدهد ،گوشی را به گوشش می چسباند .

-در خدمتم.

فرمانده با شور و خوشحالی نعره می زند:« الله اکبر، دستمریزاد شیرین کاشتید .همشون تار و مار شدند. شما از کجا فهمیدید؟!

برگرفته از صفحه ۴۷ و ۴۹ کتاب

مشخصات

مشخصات محصول
نویسنده
داوود امیریان
تعداد صفحات
216 صفحه
سایز
رقعی
نوع جلد
شومیز (معمولی)
انتشارات
کتابستان معرفت
موضوع
داستان فارسی-طنز
شابک
978-600-8460-54-1

دیدگاه ها (0)