آقا روح الله (جلد اول)
کد محصول (581718)
کتاب "آقا روح الله"
جلد اول
بررسی دوران طلبگی امام خمینی در بستر تاریخ
تالیف :حمیدرضا باقری
اطلاعات بیشتر
کتاب "آقا روح الله"جلد اول بررسی دوران طلبگی امام خمینی در بستر تاریخ به قلم حمیدرضا باقری
در بخشی از کتاب می خوانیم:
روش تربیتی آقا روح الله
آقا روح الله وقتی میخواست کاری را به فرزندان خود یاد بدهد، سعی می کرد بیشتر از اینکه تذکر بدهد، خود به انجام آن مقید باشد و تا می توانست اهمیت مسائل را به صورت غیر مستقیم به فرزندان می فهماند. دختران ایشان در مورد این گونه رفتارهای پدر می گویند:
مدت وقتی کاری را می گفتند انجام ندهید، ما می دیدیم ایشان در تمام عمرشان آن کار را نمی کنند. قهراً ما هم انجام نمی دادیم. مثلا وقتی به ما می گفتند: «اول وقت باید نماز بخوانید»، خودشان از نیم ساعت به ظهر وضو می گرفتند و مشغول قرآن و بعد خواندن نماز می شدند و ما هم داخل حیاط مشغول بازی بودیم. آقا یک مرتبه هم نیامدند صدا کنند که دخترها بایستید برای نماز، بیایید من ایستاده ام، پشت سر من یا خودتان، نماز بخوانید. ایشان اول اذان نماز می خواندند ولی به ما نمی گفتند موقع اذان است، دست از بازی بردارید. ولی می گفتند شما باید در طول این ساعت نماز بخوانید، وای به حال کسی که در طول این ساعت نماز را نخواند.
آن وقت اگر آن نماز را نمی خواند میبایست از خانه بیرون برود.
یک روز عصر که من رفتم پیش آقا، ایشان گفتند می دانی امروز چه پیش آمد؟ گفتم: چی؟ گفتند: یک اشتباهی کردم، نه یک اشتباه، بلکه چند اشتباه! گفتم: چطور؟ گفتند: من خوابیده بودم، پیش از ظهر یک مرتبه از خواب پریدم، گفتم که ای داد، نماز من رفت و من خواب ماندم. چرا این جوری شد؟ با عجله بلند شدم و گفتم که مهرم که اینجا نیست - ایشان مهرشان را روی شوفاژ می گذاشتند برای اینکه اگر عرق پیشانیشان روی مهر اثری می گذارد آن اثر از بین برود_ دیدم نمی رسم به اینکه بروم از آن اتاق، مهر بیاورم، به خودم گفتم نه عیب ندارد با کاغذ می خوانم که وقت نماز دیرتر از این نشود. بعد یک مرتبه یادم افتاد که از طرف دیگر من که برای ناهار نمی توانم بروم آن ها نگران می شوند با عجله از اطاق بیرون آمدم که آنها را خبر کنم، نمی دانی چه قدر ناراحت بودم؛ نمازم رفته بود و وقت نکرده بودم که خبر بدهم. از اتاق آمدم بیرون ... نگاه به ساعت کردم دیدم یازه و نیم است من اشتباهاً خیال می کردم دوازده و نیم است.
آقا روح الله بر نماز خواندن فرزندانش خیلی دقت می کرد و از آنها سوال می کرد که نمازت را خوانده ای یا خیر؟ دختر ایشان در مورد یکی از این خاطرات می گوید :
اوایلی که تازه مکلف شده بودم، یک شب قبل از نماز، خوابیده بودم که آقا با اخوی وارد شدند. خیلی سرحال و خوشحال بودند؛ از من پرسیدند نماز خوانده ای؟ من فکر کردم چون الان آقا سرحال هستند، دیگر وقت نماز خواندن من هم برایشان مسأله ای نیست تا گفتم نه یک دفعه به قدری ایشان تغییر حالت دادند و عصبانی شدند که ناراحتی سراسر وجودشان را فرا گرفت.
آقا روح الله همیشه به فرزندان خود، در مورد نماز اول وقت سفارش می کرد و در مورد آن برایشان توضیح می داد و می گفت:
در مورد نماز اهمال نکنید. همین که شما می گویید اول این کار را می کنم، بعد نماز بخوانم، خلاف است. نگویید این حرف را، به نمازتان اهمیت دهید. اینکه کسی نمازش را یک بار بخواند و یک بار نخواند خلاف شرع است و منظور امام صادق علیه السلام از اینکه کسی که نمازش را سبک بشمارد به شفاعت ما نمی رسد این بوده است که مثلاً وقتی ظهر می شود و فرد در اول وقت نماز نمی خواند در واقع چیز دیگر را بر نماز رجحان داده است و به دلیل این رجحان نماز را سبک شمرده است.
ایشان علاوه بر نماز، بر مساله غیبت نیز خیلی حساس بود. بانو ثقفی بعد از سال ها زندگی در کنار آقا روح الله، می گفت:
شصت و دو سال با ایشان زندگی کرده ام و در این مدت یک مرتبه ندیدم که از کسی غیبت کنند و یا دروغ بگویند.
آقا روح الله علاوه بر اینکه به هیچ وجه غیبت نمی کرد، برای اینکه شدت زشتی غیبت را به اهل خانواده نیز نشان دهد، در موردش با آن ها صحبت می کرد. یک بار همه اهل خانه را جمع کرده و در مورد غیبت گفت:
من میل داشتم که چیزی را برای شما بگویم. شما می دانید غیبت چه قدر حرام است؟ شما می دانید آدم کشتن عمدی چه قدر گناه دارد؟ غیبت بیشتر شما میدانید فعل نامشروع و عمل خلاف عفت چه قدر حرام است؟ غیبت، بیشتر و غیره.
برگرفته از صفحات 195 الی 197 کتاب
* جهت دیدن و خرید جلد دوم این کتاب: « کلیک بفرمائید »
* جهت دیدن و خرید جلد سوم این کتاب: « کلیک بفرمائید »