همراه با راستگویان
کد محصول (580856)
کتاب "همراه با راستگویان"
به قلم دکر محمدتیجانی تونسی
ترجمه ی سید محمدجواد مهری
اطلاعات بیشتر
همراه با راستگویان، ترجمه فارسی کتاب «لأكون مع الصادقين» اثر محمد تیجانی تونسی، به قلم شیوا و رسای سید محمدجواد مهری است این اثر، دومین کتاب از کتابهاى دکتر تیجانى است که مسائل اختلافى سنى و شیعه را بدون هیچ ملاحظه و تقیهاى و با استناد به کتابهاى معتبر و «صحاح» اهل سنت بررسى کرده و پرده را از سادهترین تا دشوارترین مسائل فيمابين، در کوتاهترین و رساترین جملات، برداشته است.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
استدلالهای دیگری بر ولایت علی
گویا اراده خداوند متعال براین تعلق گرفته بود که ولایت علی آزمایشی برای مسلمانان باشد، پس هر اختلافی ایجاد شد به سبب آن بود و چون خدای سبحان به بندگانش رحیم و مهربان است، لذا نسل های بعدی را به آنچه گذشتگان انجام داده اند مؤاخذه نمی کند. بهر حال خداوند آن رویداد مهم را با رویدادهای مهم دیگری که شبیه به معجزه است در هم آمیخته تا انگیزه ای برای امت اسلامی شود و آن را برای نسل های پس از خود نقل کنند و آیندگان از آن عبرت بگیرند و شاید از طریق بحث و گفتگو راه حق و هدایت را دنبال کنند.
نخستین استدلال:
این استدلال در رابطه با کیفر کسانی است که ولایت علی را تکذیب کردند، چرا که پس از منتشر شدن خبر غدير خم ونصب امام علی بعنوان جانشین و خلیفه پیامبر بر مسلمانان، و پس از اینکه پیامبر (ص) به آنان فرمود: حاضرین غایبین را آگاه سازند، بهر حال این خبر به گوش حارث بن نعمان فهری رسید و او را خوش نیامد، پس بر حضرت رسول وارد شد و مرکب سواری خود را روبروی در مسجد بست سپس خدمت حضرت رسید و گفت: ای محمد ما را امر کردی که گواهی به وحدانیت خدا ورسالت خودت بدهیم از تو پذیرفتیم و به ما دستور دادی که پنج بار در شبانه روز نماز بخوانیم و ماه رمضان را روزه بگیریم و حج خانه خدا برويم وزکات اموالمان را بپردازیم همه را از تو قبول کردیم بازهم کافی نبود که آمدی و پسر عمویت را بالا بردی و برهمه مردم برتری دادی و گفتی: «هر که من مولای اویم پس علی مولای او است» آیا این از جانب خودت بود یا از جانب خدا؟
رسول خدا (ص) در حالی که چشمهایش سرخ شده بود از عصبانیت و ناراحتی سه بار فرمود: «به خدائی که جز او خدائی نیست، این از جانب خدا است نه از من» پس حارث گفت:
خداوندا! اگر آنچه را محمد می گوید حق و صحیح است، پس سنگی از آسمان بر ما نازل کن یا ما را به عذابی دردناك معذب ساز!!
راوی گوید: حارث هنوز به شتر خود نرسیده بود که خداوند از آسمان سنگی بر او وارد کرد که بر فرق سرش نشست و از دبرش خارج شد و این آیه نازل گشت: «سأل سائل بعذاب واقع، للكافرين ليس له دافع» سئوال کننده ای خواست که عذابی بر او واقع شود،هان چنین عذابی را کسی نمی تواند از کافران دفع و رفع نماید.
این حادثه را گروهی دیگر از علمای اهل سنت، غیر از این ها که ذکر کردیم نقل کرده اند هر که خواهان مصادر بیشتری است به کتاب الغدیر علامه امینی مراجعه نماید.
برگرفته از صفحات 193 الی 195 کتاب