روش، گرایش و قواعد تفسیری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)
کد محصول (581076)
کتاب "روش، گرایش و قواعد تفسیری"
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)
اطلاعات بیشتر
یکی از مهمترین فعّالیتّ های حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای(مدّظلّهالعالی) در سالهای قبل از انقلاب و در دوران مبارزه برای شکلگیری حکومت اسلامی و همچنین پس از پیروزی نهضت اسلامی مردم ایران، برگزاری جلسات تبیین و تفسیر آیاتی از قرآن کریم بوده است.
آنچه در این کتاب آمده تلاشی است برای تبيين روش و گرايش و نيز استخراج مبانی، قواعد و ویژگیهای تفسيری ایشان كه از بررسی تفسير سورهی برائت، به دست آمده است. همچنین موردپژوهی و ارائهی نمونههای عینی ذیل هر مبنا و قاعدهی تفسیری، از ویژگیهای متمایز این نوشتار است که بر کارآمدی و سودمندی آن افزوده است.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
مسئله ی مکی و مدنی
مبحث مکی و مدنی از مباحث علوم قرآنی است که در فهم و تفسیر برخی آیات تاثیرگذار است.از مسائل مورد بحث در مبحث آن است که آیا ممکن است در سوره ای مکی، آیاتی مدنی و در سوره ی مدنی آیاتی مکی وجود داشته باشد؟ بسیاری از مفسران و قرآن پژوهان، به این سؤال پاسخ مثبت داده اند. ولی محققانی در عصر حاضر، بر این باورند که سوره ی مکی، تمامی آیاتش ،مکی و سوره ی مدنی نیز یکدست مدنی است.
به نظر میرسد مبنای مفسر بزرگوار در اینجا نیز، همین رویکرد است؛ چه، ذیل تفسیر آیه ی اول سوره ی توبه و در مقدمه ی بحث، ضمن رد روایاتی که دو آیه از سوره را مکی دانسته اند، تمام سوره را مدنی اعلام میکند.
حال باید دید مسئله ی مکی بودن آیات در سور مدنی یا برعکس، با چه مستندات و انگیزه هایی مطرح شده است و آیا این مسئله، تأثیری بر تفسیر و معارف قرآنی هم دارد؟
وجود آیات مکی در سور مدنی یا آیات مدنی در سور مکی، به طور غالب ریشه در روایاتی ضعیف و بی سند دارد و آن دسته از مفسران پیشین که آن ها را مطرح کرده اند، از سر حدس و گمانه زنی و ناشی از ناتوانی در تفسیر صحیح آیه و حتی گاه مبتنی بر اندیشه های نا استوار یا اغراض باطل مذهبی بوده است!
برای نمونه، در مورد آیه ی 113 سوره ی توبه: «مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ» و آیه ی بعد از آن، روایات بی پایه و اساسی نقل شده است که پیامبر (صلی الله عليه وآله وسلم) هنگام وفات ابوطالب کلمه ی توحید را بر او عرضه کرد ولی او نپذیرفت و از دنیا رفت؛ رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) هم تصمیم گرفت برای او استغفار کند. آیه نازل شد و آن حضرت را نهی کرد این در حالی است که سوره ی توبه، مدنی است و در اواخر عمر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلّم) نازل گردیده ولی وفات ابوطالب، در مکه اتفاق افتاده است این ناسازگاری کسانی را که بر کافر بودن ابوطالب اصرار دارند و تلاش می کنند آن را به آیات و روایات مستند کنند، در تنگنا قرار داده است. از این رو برای رهایی از این مشکل ادعا کرده اند سوره ی توبه مدنی است ولی این دو آیه به صورت استثنا، مکی می باشد!
بی هیچ تردیدی، اصل مدعا یعنی کفر ابوطالب، ادعایی مخدوش و بی اساس است و در جای خود ثابت شده که ابوطالب موحد و مؤمن بوده است و نتیجه ی آن مخدوش بودن این استثنا است.
مفسر بزرگوار نیز در تفسیر سوره ی توبه در مورد شأن نزول آیه چنین نقل کرده اند که یکی از مؤمنان دید کسی در مسجد نماز می خواند و بعد از نماز برای پدران و اجدادش طلب مغفرت نمود. وقتی این قضیه را برای پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلّم) نقل کرد این دو آیه 113 و 114 سوری توبه نازل شد. ضمن اینکه ایشان در ادامه بدرستی خاطر نشان کرده اند که: «به نظر می آید لازم نیست که این آیات حتما شأن نزول داشته باشد.» چه غالب شأن نزول ها فارغ از محتوای خود نیز پایه و اساسی ندارد.
همچنین در سوره ی نحل ذیل آیه ی «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا مِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرتُمْ هُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِینَ» روایت شده که در جنگ احد، هنگامی که رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) پیکر مثله شده ی حمزه را دید سوگند یاد کرد که هفتاد نفر از مشرکان را مثله کند! این آیه نازل شد و در پی آن رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) از تصمیم خود منصرف گردید و برای نقض سوگندش کفاره داد! در حالی که از یک سو نسبت دادن چنین تصمیمی به پیامبر خدا با شخصیت اخلاقی و والای آن حضرت سازگار نیست و احساسی عمل کردن بدین شکل که مورد نهی قرار گیرد با کمال عقل آن بزرگوار تناسبی ندارد؛ از سوی دیگر این روایات در تعارض با روایاتی است که زمان نزول آیات را هنگام فتح مکه دانسته اند که البته این روایات نیز مخدوش می باشد؛ و از سوی سوم اصولاً سوره ی نحل مکی است ولی نبرد احد و نیز فتح مکه، در دوره ی حضور پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در مدینه اتفاق افتاده است این مورد اخیر عده ای را بر آن داشته است تا این آیات را استثنا کرده و آن را از نوع آیات مدنی در سوره ی مکی بدانند!
اصولاً، اینکه آیه ای در مکه نازل شود ولی در سوره ای جای نگیرد تا آنکه سوره ی آن در مدینه نازل گردد! یا آیه ای که در مدینه نازل شده در سوره ی مکی قرار گیرد کاری عجیب و بر خلاف رویه ی قرار گرفتن آیات در سوره ها است و طبعاً نیازمند دلایلی استوار و محکم و نه برداشت های سطحی و روایات مشکل دار این گونه برداشت ها تا جایی است که حتی در مورد سوره ی مکی انعام با وجود روایاتی که تصریح در نزول یکجای آن دارد نیز دیده میشود و اقوال گوناگونی، برخی از آیات آن را مدنی دانسته اند؛ اقوالی که از دیدگاه استوار علامه طباطبایی، به لحاظ سیاق آیات سوره فاقد دلیل است و مخالف روایات یاد شده.
برگرفته از صفحات 111 الی 113 کتاب