زیبای رانده شده
کد محصول (448408)
کتاب "زیبای رانده شده"
به قلم سید سعید هاشمی
اطلاعات بیشتر
زیبای رانده شده داستان سفر موسای مبرقع فرزند امام جواد (علیهم السلام) و برادر تنی امام هادی (علیهم السلام) به ایران است . سفری که در آن با نوجوانی زرتشتی آشنا شده و دردسرهای مختلفی برایش پیش می آید.
آقا موسی آنقدر زیباست که مردم بی اختیار جذب او شده و مشغول تماشایش می شوند . همین امر سبب می شود او همیشه روبنده بزند و سعی کند کسی چهره اش را نبیند .این زیبایی خداداد اما در جاهایی دردسرساز می شود و موجب خلق ماجراهایی برای او می گردد . زیبای رانده شده علاوه بر داستان جذاب قلمی روان وگیرا دارد و مخاطب را تا آخر با خود همراه می کند.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
توی جاده هیچ کس نبود . شب بود و سکوت و هوای خوش و صدای هوهوی نسیم . آقا موسی ، دیگر راه باغ بابلان را از راه خانه اش بهتر بلد بود . بی هیچ توقفی به باغ بابلان رفت . وضو گرفت و کنار مزار معصومه ، نماز خواند . بعد از نماز ، سرش را بر خاک مزار گذاشت؛ عمه جان! دارم می روم . یعنی بیرونم کردند . می بینی زندگی ما چقدر برای دیگران عذاب آور است ؟ پدربزرگم . امام رضا (علیهم السلام). را به زور از مدینه به مرو فرستادند، پدر و برادرم را هم به زور به بغداد بردند، حالا هم به خودم گفته اند باید از قم بروم . تازه داشتم آرام می شدم . کنار تو بودن برایم غنیمت بود . خیلی حرف ها داشتم که به تو بگویم ، اما نگذاشتند . نمی گذارند عمه جان ! نمی گذارند ما آسایش داشته باشیم . آسایش ما برایشان سخت است. حالا هم آمده ام خداحافظی کنم. باید بروم ...
برگرفته از صفحات 103 الی 104 کتاب