سبد خرید شما خالی است

در خیمه ی حسین علیه السلام

کد محصول (727627)

(1)

کتاب "در خیمه ی حسین علیه السلام"
چگونه در خیمه ی اباعبدالله در کنار یارانش باشیم؟
به قلم علی صفایی حائری

زمان باقی مانده
345,000 تومان
310,500 تومان

اطلاعات بیشتر

کتاب «در خیمه حسین(ع)» مروری است اجمالی بر خصوصیات برخی از اصحاب اباعبدالله(ع) و دشمنان آن حضرت.این کتاب در تلاش است تا با ترسیم موقعیت‌های متفاوت اصحاب سیدالشهداء(ع)، موضع‌گیری‌های آنان را بررسی کرده و نتایج آن را با حال و زندگی ما تطبیق نماید.


در بخشی از کتاب می خوانیم:

سبقت
آدمی جایگاه خودش را می تواند گم کند و میتواند پیدا کند. وقتی جایگاهش را پیدا کرد، می تواند چشم بپوشد یا می تواند شاکر باشد. وقتی در مقام شکر برآمد و شاکر شد، می تواند تأخیر بیندازد و میتواند سرعت بدهد و شتاب کند (سارعُوا)و سبقت بگیرد( استبِقُوا) . این شتاب و سبقت، یکی از ویژگی های اصحاب ابا عبد الله است.
ما اگر راه را این قدر کوتاه می بینیم که با این خزیدن ها طی می شود، می توانیم سلانه سلانه بیاییم؛ ولی در واقع این طور نیست ما در راه منافع دیگر خیلی سریع می دویم؛ هواپیما درست می کنیم و آن را با سرعت صوت به پرواز در می آوریم؛ ولی برای این راهی که عظیم تر از تمامی عوالم است و همه تاریخ بیش از لحظه ای در آن وسعت و ابدیت نیست، تنبلیم. همه زهد و و قناعت و عزت نفسمان را برای خدا گذاشتیم و همه ذلت و پستی و خود فروشی هامان را برای شیطان توجیه هم می کنیم که این بچه ام را می سوزاند، او سگم را می برد، آن الاغم را می رماند. اینجاست که مسئله سبقت مطرح می شود: (وَالسّابِقُونَ السّابِقُونَ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ)
منشا سبقت
حضرت در خطبه همام، تعبیری راجع به متقین دارند که قابل تأمل است: «لولا الْأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَفِرَ أَرُوا هُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنِ شَوْقاً .»حضرت می «فرمایند: اگر سرپوش مرگ بر دل های عاشق متقین نبود، اینها به اندازه یک چشم بر هم زدن، روحشان در تنشان قرار نمی گرفت»؛ مثل آب ته کاسه که قانع است و خوابیده؛ اما همین که حرارتی ببیند باز می شود و تبدیل می شود و دیگر قرار نمی گیرد و اگر سرپوشی بر آن نگذاریم چیزی از آن باقی نمی ماند.
عشق حق و آتش محبت او دل های متقین را باز و تبخیر کرده و اینها گسترده تر از ظرفشان هستند؛ بزرگ تر از دنیایی هستند که در آن زندگی می کنند. این ها قرار ندارند و بی قراری خصلت طبیعی شان است. دنیا برای ما گشاد است و به تعبیری بهشت ماست؛ چون بزرگ نشده ایم. بحث بزرگ بودن دنیا نیست؛ ما کوچک تر از این ظرف هستیم.
تخم ها وقتی نطفه خروسی به آن اضافه می شود اگر حرارت مناسبی ببیند، رشد می کند و تا بیست روز، آن جوجه در آن محیط درون تخم زندگی می کند؛ ولی بعد از بیست روز بزرگ تر از آن دنیایی می شود که در آن زندگی می کرده است. آنجا برایش تنگ می شود و دیگر نمیتواند در آن محیط بماند. این است که باید نوک بزند و پوسته آن دنیا را بشکند و از آن خارج شود. مشکل ما این است که رشد نکردیم و حیاتی را نچشیدیم؛ هنوز از پدر سهمی نبردیم وابوّت اولیای خدا ما را گسترده نکرده. در تنگنا هم که هستیم، باز برایمان گشاد است. این نکته ها نکته هایی نیست که بگوییم و از آن رد شویم. باید در مقام تطبيق باشیم.
ما واقعاً دچار مشکل تسویف و به تأخیر انداختن هستیم و عذرهایمان زیاد است. وقتی اولیای خدا از ما کاری می خواهند به جای اینکه عامل و خادم باشیم به جای اینکه حامل امر و ولایت آنها و حامل بار و تکالیفی باشیم که از ناحیه آنها بر عهده ماست شروع می کنیم به نصیحت کردن و ناصح می شویم: یا اباعبدالله، اینجا نیا شلوغ است، آنجا داغ است، الآن وقت مناسبی نیست! ..... چرا؟ چون اولاً هنوزدنیا برای ما گشاد است؛ و ثانیاً در ار مقام سبقت نیستیم و حس نکردیم وقت تنگ و فرصت کوتاه است، و حس نکردیم راه طولانی است و خطرها و راهزن ها و مانع ها زیادند. می گوییم می رسیم؛ ولی اگر بدانیم که فرصت ها کم و راه طولانی و امکانات محدود است، شتاب بر می داریم و به چیز دیگری مشغول نمی شویم و در ما اشتیاق می آید: اشتیاق به لقاء. اشتیاق به جزاء، اشتیاق به دوا، اشتیاق به وجه الله، رضوان الله،رحمت الله .
هرکس متناسب با درجات معرفتی که دارد، مشتاق چیزی است. این اشتیاق، طبیعی است و منوط به سن و دوری از مرگ یا نزدیکی به مرگ نیست که بگوییم آن جوان چون از مرگ فاصله دارد و خام است، مشتاق است و آن پیر، چون آگاه است و مشکلات و عذاب را می داند، از مرگ می ترسد. اینها نیست مسئله این است که این دنیا برایت تنگ شده و دیگر جای تو نیست و تو دیگر قرار نداری. پای تو از کفش دنیا بزرگ تر شده است باید خلع نعل بشوی و آن کفش را بکنی!
تسويف و به تأخیر انداختن ها به خاطر این است که ما یا فرصت را زیاد می دانیم یا هدف را دور می بینیم ،یا مانع ها و راهزن ها را نمی شناسیم و نمی دانیم چقدر معطل می شویم؛ و همین ما را اغفال و مغرور می کند و فریب می دهد. ولی وقتی رفته باشیم و تجربه کرده باشیم تازه مشکلات را درک خواهیم کرد. یک مسیر یک ساعته است؛ ولی نمی دانیم چقدر سنگ راه و راهزن در آن هست پس باید جوری حرکت کنیم که به موقع به وعده گاه برسیم.
در برابر تسویف، اشتیاق و استباق است. اشتیاق به خاطر عظمت هدف و ملائمت آن و مطلوب و مطابق میل بودنش است و استباق برای این است که می خواهیم زودتر این فیض را درک کنیم. یک وقت تنهاییم و یک مقدار وسیله هست که جمع می کنیم و جاسازی می کنیم؛ ولی یک وقت تنها نیستیم و دیگری هم هست و و او هم بر می دارد؛ می خواهیم غنائم بیشتری برداریم و بیشترین بهره را بگیریم. (فَاسْتَبَقُوا الصراط )؛ و شتاب میگیریم: (سارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةِ)

برگرفته ار صفحه 87 الی 90 کتاب

مشخصات

مشخصات محصول
شابک
978-622-87654-2-6
شناسه ملی
10121608
تعداد صفحات
240 صفحه
موضوع
واقعه کربلا-شهیدان
نویسنده
علی صفایی حائری( عین.صاد)
انتشارات
لیلة القدر
سایز
رقعی
نوع صحافی
صحافی با چسب سرد
زبان کتاب
زبان فارسی

دیدگاه ها (0)